شمارهٔ ۴۷۹
ح حکیم نزاری قهستانی
0
Altın Yaprak
ایلچی باد صبا می رسد
پیک سلیمان ز کجا می رسد
زهره ندارم که برید صبا
راست بگویم ز کجا می رسد
منهی عشق است که جبرییل وار
دم به دم از غیب فرا می رسد
تا به که دادند زمام مراد
ورنه به تخصیص که را می رسد
نیک به بد می نرسد بد به نیک
زان که سزا هم به سزا می رسد
جاذبه سابقه فطرت است
هرچه به اخوان صفا می رسد
بر که عیان است بهشت برین
تا که به سر وقت رضا می رسد
هر نفس از سدره به گوش دلم
بی لغت و حرف ندا می رسد
زار همی نال نزاری که زار
ناله عشق تو به ما می رسد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş