شمارهٔ ۹۹۱
ح حکیم نزاری قهستانی
0
Altın Yaprak
ای عشق تو در جان من از بدو کن
جانا چنین بیگانگی با ما مکن
ما از الست آورده ایم این اتصال
اینجاست عشق تازه و عهد کهن
از ما اگر چه زلتی صادر شود
تو بر مکن این اتصال از بیخ و بن
در خون مسکینان مرو بی موجبی
بشنو خدا را از نزاری این سخن
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş