شمارهٔ ۶۵
ن نورعلیشاه
0
Altın Yaprak
می فراوانست لیکن جام نیست
باده دردآلود درد آشام نیست
خوشتر از خال لبت در زیر خط
مرغ دل را دانه و دام نیست
هرکه کوبد ذره سان هر دم دری
تابش مهر تواش بر بام نیست
بی سر زنجیر زلف دلکشش
این دل دیوانه را آرام نیست
چند می جویی ز نام ما نشان
در جهان ما را نشان و نام نیست
زاهد از وصلش چه جویی کام دل
غیر ناکامی در این ره کام نیست
تا زمی مستانه شد نور علی
همچو من مستی در این ایام نیست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş