شمارهٔ ۱۳۸
ع عنصری بلخی
0
Altın Yaprak
حلقه زلفش به گل بر غالیه دارد همی
گل به بوی غالیه سنبل به بار آرد همی
نیست سنبل کان خط مشکین آن ترک منست
دیده چون آنرا ببیند سنبل انگارد همی
عذر جانست آن رخ و آن غمزگان آزار دل
آن رخان چو عذر خواهد این دل آزارد همی
باغبانند آن دو زلفش باغ دو رخسار او
آنک آنک باغبان در باغ گل کارد همی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş