غزل شمارهٔ ۳۲۰
ع عرفی شیرازی
0
Altın Yaprak
یاران به روز حادثه برق جهان شوند
چون یار شد جهان همگی مهربان شوند
لنگان روند در قدمم چون سبک روم
چون پا به سنگ برزنم آتش عنان شوند
جوشند چون مگس به لبم گاه نوشخند
چون تلخی ای رسد عنقا نشان شوند
در بند چه گذاشته یوسف کنند به خواب
چون شد خلاص بر اثر کاروان شوند
ای آسمان به تازه برانگیز فتنه ای
تا دوستان به تهنیت دشمنان شوند
تابوتم ای جنازه کشان دیرتر برید
تا دشمنان ز همرهی اش کامران شوند
نونو لباس کعبه به دوشم ده ای فلک
تا زایران بتکده لبیک خوان شوند
اینک رسید نعمت الوان ز خوان هند
تا معده ها در آن همگی میهمان شوند
ای خدمتی مجال عبور مگس مده
تا آش مطلبان ز نعم کامران شوند
اینک رسید مسند جاهی که خاکیان
در سایه دعا به در آسمان شوند
مردم کلیم صورت و فرعون سیرتند
عرفی تو گرگ شو اگر ایشان شبان شوند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş