غزل شمارهٔ ۵۲۸
ع عرفی شیرازی
0
Altın Yaprak
تا تیغ به کف یابی بر نفس دو دستی زن
تا سنگ به دست آید بر شیشه هستی زن
چون مرغ چمن تا کی بر آب و هوا کوشی
پروانه صفت خود را بر شعله پرستی زن
اندوه مسلط کن بر شادی دون فطرت
شمشیر بلندی را بر تارک پستی زن
نا دیده عدم خامی در زن به وجود آتش
چون سیر عدم کردی باز آ در هستی زن
در راه طلب عرفی با هوش و سبک می رو
چون هوش ز پی ماند در کوچه مستی زن
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş