رباعی شمارهٔ ۳۹
ع عرفی شیرازی
0
Altın Yaprak
دی محتسب آمد به غم تند نشست
ماتم زده بود دادمش شیشه به دست
بشکست و نیافت قصدم آن جاهل مست
بایست که توبه شکند شیشه شکست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş