شمارهٔ ۱۰۰
ا اوحدالدین کرمانی
0
Altın Yaprak
تشویش دل خسته ما از تو در است
جانم پر از آشوب و بلا از تو در است
فی الجمله چه گویمت تو خود می دانی
کاین شورش روزگار ما از تو در است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş