شمارهٔ ۱۴
ا اوحدالدین کرمانی
0
Altın Yaprak
حالی خواهی چنانک حال مردان
از خود به درآ تا نشوی سرگردان
حالی که به یک کف گیهش بتوان یافت
آن حال خران بود نه حال مردان
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş