شمارهٔ ۱۶۱
ا اوحدالدین کرمانی
0
Altın Yaprak
در عالم فقر میر و سلطان هیچ است
در درویشی ملک سلیمان هیچ است
گر نفس تو را به این و آن بفریبد
در گوش مکن عشوه آن کان هیچ است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş