شمارهٔ ۱۸۱ - الاسرار
ا اوحدالدین کرمانی
0
Altın Yaprak
روزت بستودم و نمی دانستم
شب با تو غنودم و نمی دانستم
ظن برده بدم به من که من من باشم
من جمله تو بودم و نمی دانستم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş