شمارهٔ ۲۰۷
ا اوحدالدین کرمانی
0
Altın Yaprak
مستم دارد زباده ساقی پیوست
مستی که بود جام می اش دور از دست
این کار نگر که مر مرا افتاده است
یاران همه از می و من از ساقی مست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş