شمارهٔ ۲۲۸
ا اوحدالدین کرمانی
0
Altın Yaprak
زان روز که چشم من به رویت نگریست
نگذشت شبی که از غمت خون نگریست
بشتاب که دل بی تو نمی داند زیست
دریاب که جان بی تو نمی داند زیست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş