شمارهٔ ۲۷۴
ا اوحدالدین کرمانی
0
Altın Yaprak
آن یار که منزلگه او قلب آمد
مردانه بدیدمش که در قلب آمد
پنداشتمش که هست چون زر بعیار
چون بر محک دل زدمش قلب آمد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş