شمارهٔ ۲۸۱
ا اوحدالدین کرمانی
0
Altın Yaprak
مادام که جویی تو حقیقت زمجاز
بر خود در هر درد سری کردی باز
خواهی که بود کار تو پیوسته به ساز
با هرک بود به هرچه باشد می ساز
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş