شمارهٔ ۴۲
ا اوحدالدین کرمانی
0
Altın Yaprak
عشق آمد و صد گونه پریشانی کرد
در چهره دل هزار ویرانی کرد
ای دل چو رسید غم کجا دانی شد
وی جان چو ضرورت است چه توانی کرد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş