شمارهٔ ۶۲
ا اوحدالدین کرمانی
0
Altın Yaprak
زین سان که توی دیده به خاک آکنده
دشوار توان کرد تو را بیننده
بیدار شود خفته به یک بانگ ولیک
مرده نشود به هیچ بانگی زنده
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş