شمارهٔ ۸
ا اوحدالدین کرمانی
0
Altın Yaprak
عنقاء مغر بست درین دور خرمی
گم گشت خرمی زجهان همچو آدمی
چندانک در صحیفه عالم نگه کنم
غمخواره آدم آمد و بیچاره آدمی
هر کس به قدر خویش گرفتار محنتی است
کس را نداده اند برات مسلمی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş