شمارهٔ ۸
ا اوحدالدین کرمانی
0
Altın Yaprak
در میکده جز به می وضو نتوان کرد
و آن نام که زشت شد نکو نتوان کرد
افسوس که این پرده مستوری ما
از بس که دریده شد رفو نتوان کرد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş