شمارهٔ ۸۰
ا اوحدالدین کرمانی
0
Altın Yaprak
دلدار به دل گفت گرت رغبت ماست
از خاک درم دیده تو دور چراست
دل گفت که ای جان من آن زهره کراست
کز خاک در توتیا آرد خواست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş