شمارهٔ ۸۹ - شکسته

پ پروین اعتصامی
0 Altın Yaprak
با بنفشه لاله گفت ای بیخبر طرف گلشن را منظم کرده اند از برای جلوه گلهای چمن رنگ را با بوی توام کرده اند اندرین بزم طرب گویی ترا غرق در دریای ماتم کرده اند از چه معنی در شکستی بی سبب چون بخاکت ریشه محکم کرده اند از چه رویت در هم و پشتت خم است از چه رو کار تو درهم کرده اند از چه خود را پشت سر می افکنی چون به یارانت مقدم کرده اند در زیان این قبای نیلگون در تو زشتی را مسلم کرده اند گفت بهر بردن بار قضا عاقلان پشت از ازل خم کرده اند عارفان از بهر افزودن بجان از هوی و از هوس کم کرده اند یاد حق بر یاد خود بگزیده اند کار ابراهیم ادهم کرده اند رهروان این گذرگاه آگهند توش راه خود فراهم کرده اند گله های معنی از فرسنگها گرگ خود را دیده و رم کرده اند چون در آخر جمله شادیها غم است هم ز اول خوی با غم کرده اند تو نمیدانی که از بهر خزان باغ را شاداب و خرم کرده اند تو نمی بینی چه سیلابی نهان در دل هر قطره شبنم کرده اند هر کسی را با چراغ بینشی راهی این راه مظلم کرده اند از صبا گویی تو و ما از سموم بهر ما این شهد را سم کرده اند تو خوشی بینی و ما پژمردگی هر کجا نقشی مجسم کرده اند ما بخود چیزی نکردیم اختیار کارفرمایان عالم کرده اند کرده اند ار پرسشی در کار ما خلقت و تقدیر با هم کرده اند درزی و جولاهه ما صنع خویش در پس این سبز طارم کرده اند

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.