شمارهٔ ۲۵۰
ر رفیق اصفهانی
0
Altın Yaprak
دلم خواهد که جان در راه خوبان
دهم شاید شوم دلخواه خوبان
چه خوبی ماه من کز حسرت تو
رود تا ماه هر شب آه خوبان
به اوج خوبرویی خوبرویان
همه ماهند و آن مه ماه خوبان
به خون افکندن چون من گدایی
نباشد از تو خواب ای شاه خوبان
رفیق این خوبی من بس به عالم
که هستم بنده درگاه خوبان
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş