شمارهٔ ۲۶۵
ر رفیق اصفهانی
0
Altın Yaprak
خوش است در سرمه روی نیکوان دیدن
هلال عید به ابروی نیکوان دیدن
خوش است موسم گل روی نیکوان دیدن
به روی گل رخ نیکوی نیکوان دیدن
به پای گل نگریدن رخ بتان چگل
به طرف جو قد دلجوی نیکوان دیدن
دل مرا ز رخ نیکوان نگرداند
دمی هزار بد از خوی نیکوان دیدن
بگویمت که کدامست زندگانی نیک
به روز روی و به شب موی نیکوان دیدن
چنانکه خوی نکویان به من ستمکاریست
مراست خو ستم از خوی نیکوان دیدن
ندیدن رخ نیکو به اعتقاد رفیق
به از رقیب به پهلوی نیکوان دیدن
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş