شمارهٔ ۳۱۰
ر رفیق اصفهانی
0
Altın Yaprak
جفاکارا به یاران جز جفا کاری نمی دانی
نمی دانم چرا رسم و ره یاری نمی دانی
چو می بینی مرا با آنکه یقین حالم
تغافل می کنی زان سان که پنداری نمی دانی
به این شادی که می دانی طریق دلبری اما
چه سود از دلبری چون رسم دلداری نمی دانی
غم خود با تو گفتم تا تو غمخوارم شوی لیکن
نخوردی چون غمی هرگز تو غمخواری نمی دانی
جفاکاری بسی می دانی ای جان رفیق اما
جفاکارا چه حاصل چون وفاداری نمی دانی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş