غزل شمارهٔ ۷۴
ر رضیالدین آرتیمانی
0
Altın Yaprak
روی یار است یا گل نسرین
کوی یار است یا بهشت برین
زیر دستت چه آفتاب و چه ماه
پایمالت چه آسمان چه زمین
چند از حسرت سراپایت
بی سرو پا شویم و بی دل ودین
همه زنار بر میٰان بندی
بشنوی حرفی از گوشه نشین
سر به چرخش فرو نمی آرم
گر سرم ز آسمٰان رسد به زمین
بد گمان گشته ای بکش زارم
کاین گمٰان میکشد مرا بیقین
بر رخ او رضی عرق بنگر
گرد مه گر ندیده ای پروین
بی طهارت نمیرسد به نجات
بی بکارت نمیرسد کابین
چند ازین غافلی رضی برخیز
کاروان رفت بیش از ین منشین
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş