حکایت شمارهٔ ۲
С Саади
0
Altın Yaprak
بازرگانی را هزار دینار خسارت افتاد پسر را گفت نباید که این سخن با کسی در میان نهی گفت ای پدر فرمان تو راست نگویم ولکن خواهم مرا بر فایده این مطلع گردانی که مصلحت در نهان داشتن چیست گفت تا مصیبت دو نشود یکی نقصان مایه و دیگر شماتت همسایه
مگوی انده خویش با دشمنان
که لاحول گویند شادی کنان
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş