شمارهٔ ۱۲
ا ادیب صابر
0
Altın Yaprak
آن باده را که گونه بیجاده آمده است
بویش چو بوی سوسن آزاده آمده است
رنگ گل و گلاب نسیم بهشت یافت
گویی که از بهشت فرستاده آمده است
بیجاده رنگ باده و بیجاده لب حریف
بیجاده پیش خدمت بیجاده آمده است
پر کن قدح که در سر من باد عاشقی است
با باد عشقم آرزوی باده آمده است
ساقی زهر گروه که باشد روا بود
شرط نخست او زنخ ساده آمده است
آماده بر بساط تماشا دل من است
تا دل به عشق و باده گرو داده آمده است
هر ساعتی هزار طرب زاید از دلم
تا بازم آن نگار پری زاده آمده است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş