شمارهٔ ۱۵۵
س سعیدا
0
Altın Yaprak
می از انگور شد میخانه از کیست
بت از کافر بود بتخانه از کیست
روی از جا به هر آواز پایی
اگر دانی که این افسانه از کیست
ز مجنون کی گریزد طفل وحشی
اگر داند که این دیوانه از کیست
نبیند چشم او ناآشنایی
اگر داند کسی بیگانه از کیست
در این مهمانسرا کس را مکن عیب
گشا چشمی ببین کاشانه از کیست
حقیقت را تماشا کن در این بزم
مبین دست و ببین پیمانه از کیست
تو خود را صاحب خرمن چه سازی
تفکر کن که اصل دانه از کیست
در این ماتم سرای عقل آباد
بجز دل شیوه مستانه از کیست
تو را با صاحب کاشانه راهی است
چه می پرسی سعیدا خانه از کیست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş