شمارهٔ ۳۶۰
س سعیدا
0
Altın Yaprak
سینه ریش است قانون بانگ نی معنی است بکر
شیشه مصراعی است موزون جام می معنی است بکر
روی او خورشید و خود گردون بناگوش است صبح
قصه عمر است زلفش خط وی معنی است بکر
در سراغ ناقه لیلی به هر صحرا و دشت
گفت هر جا دید مجنون نقش پی معنی است بکر
هر که واقف گشته از اسرار او را در نظر
برگریزان خزان سرمای دی معنی است بکر
سر آن تنگ دهان مضمون آن موی میان
در تصرف دم مزن زنهار هی معنی است بکر
اهل دولت را اگر واقف شوند از اصل کار
نقل کاووس و حکایت های کی معنی است بکر
آنچه در عالم سعیدا می توان دیدن به چشم
گر بود خورشید و مه بالله کی معنی است بکر
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş