شمارهٔ ۵۴۸
س سعیدا
0
Altın Yaprak
دل گر از دست شود در خم ابرو گو شو
ور شود زار و نزار از غم آن مو گو شو
سوی او می رو و از شش جهت اندیشه مکن
گر شود هر دو جهان از تو به یک سو گو شو
جان من باد فدا چشم سیه را گو باد
سر مجنون چو شود بر سر آهو گو شو
من نه آنم که سر از بندگیت بردارم
گر شود سلسله دل خم گیسو گو شو
نیست از مردن ابنای زمان هیچ غمی
گر شود خشک گل و لاله خودرو گو شو
زلف عمری است سعیدا که تو را در دست است
گر شود جان چه شود بر سر یک مو گو شو
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş