شمارهٔ ۲
ص صفایی جندقی
0
Altın Yaprak
امروز دلم بی سر و سامان شده باز
سرگشته و بی خود و پریشان شده باز
آشفته و بی قرار چون حلقه ی زلف
در روی تو دیوانه و حیران شده باز
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş