۲- آیات ۱۰ تا ۱۴

S Safi
0 Altın Yaprak
و جعل فیهٰا روٰاسی من فوقهٰا و بٰارک فیهٰا و قدر فیهٰا أقوٰاتهٰا فی أربعة أیٰام سوٰاء للسٰایلین ۱۰ ثم استویٰ إلی السمٰاء و هی دخٰان فقٰال لهٰا و للأرض ایتیٰا طوعا أو کرها قٰالتٰا أتینٰا طٰایعین ۱۱ فقضٰاهن سبع سمٰاوٰات فی یومین و أوحیٰ فی کل سمٰاء أمرهٰا و زینا السمٰاء الدنیٰا بمصٰابیح و حفظا ذٰلک تقدیر العزیز العلیم ۱۲ فإن أعرضوا فقل أنذرتکم صٰاعقة مثل صٰاعقة عٰاد و ثمود ۱۳ إذ جٰاءتهم الرسل من بین أیدیهم و من خلفهم ألاٰ تعبدوا إلا اللٰه قٰالوا لو شٰاء ربنٰا لأنزل ملاٰیکة فإنٰا بمٰا أرسلتم به کٰافرون ۱۴ و گردانید در آن کوه های استوار از بالای آن و برکت داد در آن و تقریر کرد در آن خوردنیهای آن را در چهار روز مساوی برای خواهندگان ۱۰ پس پرداخت بآسمان و آن بود دودی پس گفت مر آن را و مر زمین را که بیایید خواه یا ناخواه گفتند آمدیم فرمان برداران ۱۱ پس قرار داد آنها را هفت آسمان در دو روز و وحی کرد در هر آسمان کاران را و آراسته کردیم آسمان دنیا را بچراغها و محافظتی اینست قرارداد خدای غالب دانا ۱۲ پس اگر روی گردانیدند پس بگوییم دادم شما را صاعقه مثل صاعقه عاد و ثمود ۱۳ هنگامی که آمد ایشان را رسولان از میان دستهاشان و از پس سرشان که نپرستید مگر خدا را گفتند اگر خواسته بود پروردگار ما فرستاده بود ملایکه را پس بدرستی که ما بآنچه فرستاده شدید بآن کافرانیم ۱۴ هم ز فوقش کوه های مرتفع راست کرد ار هست هوشت مجتمع زآنکه ارض و کوه نزد امتیاز وضع اثقال است بر اثقال باز زین کند عبرت مگر ذی مدرکی نیست کش در آفریننده شکی هر دو محتاجند این کوه و زمین بر نگهداری که هست اقوی یقین داد برکت کوه ها را برقرار از معادن وز منابع بی شمار یا بود راجع ضمیران بر زمین برکت ارض است یعنی این چنین کرد تقدیر اندر آن ارزاق را در چهار ایام مر انفاق را ز اوست کیفیات اربع مر مراد یا عناصر در مزاج و در مراد هر مرکب یابد از وی لاعلاج بالسویه اعتدال و امتزاج هست یکسان آن ز بهر سایلین هر که مرزوق است یعنی در زمین قصد پس فرمود خلق آسمان وآن بخاری بود و دودی در عیان پس بگفت ارض و سماء را ایتیا طوعا أوکرها به امر و اذن ما هر دو گفتند آسمان و هم زمین خالق خود را أتینا طآیعین قصد از این ایتیان و امتثال این دو را تکوین ذات است از مقال کرد پس هفت آسمان را محکم او در دو یوم اعنی دو حیث اعظم او ماده است و صورت آن در حکم عقل وحی هر یک را نمود امرش به نقل کرد یعنی وحی بر هر آسمان چیست تا کارش ز رفتار و نشان آسمان اولین کو اقرب است در صفاء و در لطافت اغلب است مر مصابیحش چنین آراستیم صاف و پر زیبش چنین می خواستیم یعنی این استارگان کاندر فراغ می درخشند از فلک همچون چراغ شرح این را گفته ایم از پیشتر از مکرر رو به تکرار نظر هم نگه ما داشتیم از آفتش وز شیاطین در کمال رفعتش این است تقدیر اعنی اندازه ز حق غالب و دانا به وضع ماخلق پس کنند اعراض گر از ناعقه پس بگو أنذرتکم عن صاعقه همچو بر عاد و ثمود اندر سبل و آمده بود آنکه ایشان را رسل هم ز پیش و هم ز پشت آن گروه پند دادند از جوانب وز وجوه آنکه نپرستید چیزی جز خدا قوم گفت ار خواستی خود رب ما تا که نپرستیم چیزی بی ز شک می فرستادی به نزد ما ملک پس به چیزی که فرستاده شدید ما به آن می نگرویم از هر وعید زآنکه می باشید بر مانند ما آدمی هم شکل و هم پیوند ما

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.