بخش ۲۸۹ - عبدالروف
S Safi
0
Altın Yaprak
دگر از اولیا عبدالروف است
که در رأفت چو شمس بی کسوفست
بخلقش رأفت است افزون که برخود
مساوی رأفتش بر نیک و بر بد
بدی هم با بدانش محض جوداست
که از رأفت یکی حفظ حدود است
نماید گرچه نقمت در نظرها
ولی دارد به نیکویی اثرها
دهد بر کس اگر او گو شمالی
برد نقصی و افزاید کمالی
دو ابهر مریض آن حرز جانست
خورانی گر باو حلوازیان است
حدود شرع یکجا این چنین است
ز بهر پاس ملک و جان و دین است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş