شمارهٔ ۳۰۳
ص صغیر اصفهانی
0
Altın Yaprak
گر من از طعن رقیبان تو اندیشه کنم
کی توانم روش عشق تو را پیشه کنم
من که در خلوت دل با تو هم آغوش شدم
دگر از سرزنش غیر چه اندیشه کنم
بیشه عشق تو منزلگه هر روبه نیست
من هم از شیردلی جای در این بیشه کنم
تیشه عشق بکف دارم و همچون فرهاد
عاقبت ریشه خود قطع از این تیشه کنم
دگران خون کسان شیشه کنند ای زاهد
چون روا نیست که من خون رزان شیشه کنم
کرده غم ریشه صغیرا بدلم ساقی کو
تا که از تیشه می قطع غم از ریشه کنم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş