شمارهٔ ۱۱۱
س سحاب اصفهانی
0
Altın Yaprak
گر یار بحالم نظری داشته باشد
باشد که زحالم خبری داشته باشد
آن ماه مقامش بفلک هست که چون ماه
از شعله ی آهم حذری داشته باشد
گفتی سحر آیم ز وفا در برت اما
مشکل ز پی امشب سحری داشته باشد
گویند کسی از بر یار آمده یا رب
از آمدن او خبری داشته باشد
از عشق تو و چشم ترم آگهی آن راست
از عشق کسی چشم تری داشته باشد
هرگز نبود شکوه ز بیداد سپهرش
هر کس چو تو بیدادگری داشته باشد
گو داشته باشد کسی آن چشم مپندار
طرز نگهش را دگری داشته باشد
جان داد سحابش بامیدی که پس از مرگ
گاهی بمزارش گذری داشته باشد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş