شمارهٔ ۳۰۸
س سحاب اصفهانی
0
Altın Yaprak
مکن تکیه زنهار تا می توانی
به عهد جوانان به عهد جوانی
کی آوردمی تاب این سست مهری
نمی بود اگر با من این سخت جانی
نه چندان به عشاق الفت نه دوری
نه پر ساده لوحی نه پر بد گمانی
مده تاج درویشی و کنج عزلت
به تاج فریدون و ملک کیانی
غم از شادمانی بود زانکه در دل
ز شادی غم آمد زغم شادمانی
تو را باشد از ناله ی ناتوانان
فغان و مرا ناله از ناتوانی
گرفتم به دل نیست میل سحابت
چه شد آخر اظهار لطف زبانی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş