بخش ۱۰۶ - غزل
س سلمان ساوجی
0
Altın Yaprak
چمن شمع زمرد ساق نرگس را چو بردارد
به سیمین مشعلی ماند که آن مشعل دو سر دارد
فرو برده به پیش باد هردم خون دل لاله
که از سودا دل لاله بسی خون در جگر دارد
مگر خواهد گشادن باغ شاخ ارغوان را خون
که نرگس تشت زر بر دست و گلبن نیشتر دارد
صبا عرض گل و شمشاد می داد
بهار چین ملک را یاد می داد
نسیم صبح با انفاس مشکین
همی آمد ز دشت تبت و چین
ز ناگه ارغنون برداشت آهنگ
سرایید این غزل در پرده چنگ
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş