بخش ۱۷ - غزل

س سلمان ساوجی
0 Altın Yaprak
گفتم خیال وصلت گفتا به خواب بینی گفتم مثال رویت گفتا در آب بینی گفتم به خواب دیدن زلفت چگونه باشد گفتا که خویشتن را در پیچ و تاب بینی گفتم که روی و مویت بنمای تا ببینم گفتا که در دل شب چون آفتاب بینی خروشش چون پرستاران شنیدند یکایک سر به سر پیشش دویدند که شاها چیست حالت ناله از چیست جهان محکوم تست این نالش از کیست چه کم داری که هیچت کم مبادا چه غم داری که هیچت غم مبادا به دل گفت این همی باید نهفتن خیالست این نشاید باز گفتن من این حال دل خود با که گویم دوای درد پنهان از که جویم چه گویم من که سودای که دارم خیال سرو بالای که دارم دهانی را کزو قطعا نشان نیست میانی را که هیچش در میان نیست ندیده من بدو چون دل نهادم چرا دل را به هیچ از دست دادم پدر گر صورت حالم بداند مرا بی هیچ شک دیوانه خواند همان بهتر که راز دل بپوشم شکیبایی کنم در صبر کوشم سرشک خود چو آب جو نریزم میان مردم آب رو نریزم من از سیلاب چشم خود خرابم یقین دانم که خواهد بردن آبم همی گفتند و او خاموش می بود به پاسخ قفل درج لعل نگشود یکی می گفت این سودای یارست دگر می گفت این رنج خمارست ز نو بزم صبوحی ساز دادند حریفان را به بزم آواز دادند نوای ارغنونی برکشیدند شراب ارغوانی درکشیدند صبا برخاست گرد باغ گردید ز گلرویان بستان هر که را دید یکایک را درین مجلس دلالت همی کرد از پی رفع ملالت نخست آمد گل صد برگ در پیش زر آورد و می گوینده با خویش زر افشان کرد و از می مجلس آراست به صد رو از شهنشه عذرها خواست به زیر لب دعایش گفت صد راه رخ اندر پاش می مالید کای شاه ز دلتنگی دمی خود را برون آر به می خوردن نشاطی در درون آر من از غم داشتم در دل بسی خون ز دل کردم به جام باده بیرون شما را زندگانی جاودان باد که ما خواهیم رفتن زود بر باد در آمد بلبل صاحب فصاحت که بادا خسروا فرخ صباحت دمی با دوستان خوش باش و خندان که دنیا را بقایی نیست چندان تو این صورت که بینی بسته بر هم چو گل از هم فرو ریزد به یک دم درآمد لاله ناگه با پیاله تو گفتی از زمین بررست لاله که شاها لاله دردی کش آورد میی و آنگه نه زآن می کان توان خورد از آن می ساقیان را گرچه ننگست که نیمی صاف و نیمی تیره رنگست نشاید ریخت می گر درد باشد که دردی نیز هم در خورد باشد فرود آورد سر غمگین بنفشه که کمتر کس شها مسکین بنفشه چو گل بهر نثار ار زر ندارم همینم بس که درد سر ندارم در آمد نرگس سرمست مخمور که باد از حضرتت چشم بدان دور من مخمور دارم یک دو ساغر فدایت کردم اینک دیده بر سر درآمد سرو دست افشان و آزاد که شاها جاودان سر سبزیت باد چرا بهر جهان دل رنجه داری دلی نازک همچون غنچه داری بیا از کار من گیر اعتباری که آزادم ز هر کاری و باری نیاید هیچ کس اندر بر من نمی بیند برهنه کس تن من تهی دست و معل الحال باشم ولیکن مستقیم احوال باشم درخت میوه را بین کان همه بار کشد از بهر روزی آخر کار برش غیری خورد بادش برد برگ بماند در میان عریان و بی برگ زبان کرد از ثنای شاه سوسن به فصلی خوش چو فصل گل مزین که من آزاد کرد پادشاهم چو سنبل از غلامان سپاهم به آزادیت شاها صد زبانم غلام همت آزادگانم چو گل می بینمت امشب پریشان ز ما چون غنچه در هم چیده دامان هوس گر تخت و تاج و شهر داری چو گل هم تاجور هم شهریاری به هر کنجی گرت صد گونه گنج است به هر گنجی از آن صد گونه رنج است چه برد از گنج افریدون و هوشنج که دایم باد ویران خانه گنج بسی سوسن ملک را داشت رنجه زبانش در دهن بگرفت غنچه تو ای سوسن ز سر تا پا زبانی حدیث کار و بار دل چه دانی تو از نو رستگانی آب و گل را من از پیوستگانم جان و دل را نه من صاحب دلم کار دل است این تو دم درکش که نه کار گل است این ملک می کرد چون گل پیرهن چاک سخن در زیر لب می گفت حاشاک گهی با سرو رعنا رقص می کرد گهی بر یاد نرگس باده می خورد که این چون چشم مست یار او بود که آن چون قامت دلدار او بود چو از چوگان زلف او شدی مست به جعد سنبل چین درزدی دست چو با اندیشه لعلش فتادی لب نوشین ساغر بوسه دادی چو گشتی باغ و گلشن بر دلش تنگ شدی در دامن صحرا زدی چنگ دمی چون شمع پیش باد می مرد که باد از کوی او بویی همی برد کنیزی داشت شکر نام جمشید که بود از صوت او در پرده ناهید لب شکر چو گشتی هم لب عود بر آوردی به سوز از حاضران دود چو نی بستی کمر در مجلس شاه به شیرینی زدی بر نیشکر راه در آن مجلس نوایی آنچنان ساخت که بلبل نعره زد گل خرقه انداخت ملک زاده سرشک از دیده می راند روان چون آب بیتی چند می خواند نوایی کرد شیرین شکر آغاز ز قول شاه می داد این غزل ساز

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.