غزل شمارهٔ ۲۲۶
س سلمان ساوجی
0
Altın Yaprak
از توبه ریایی کاری نمی گشاید
وز ملک و پادشاهی چیزی نمی فزاید
در ملک فقر دارد درویش پادشاهی
قانع به هر چه باشد راضی به هر چه آید
دلق کبود خواهم کردن به باد گلگون
کاین رنگ زرقم از دل زنگی نمی زداید
بردار برقع از رو کایینه درونم
جز صورت جمالت نقشی نمی نماید
عشق است هر دم افزون گویی که هر چه ما را
از عمر می شود کم در عشق می فزاید
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş