قطعه شمارهٔ ۱۱۷
س سلمان ساوجی
0
Altın Yaprak
دوش با من خرد از روی نصیحت می گفت
کای گرفته ز جهان طبع لطیف تو ملال
پیش ارباب زمان می نروی از چه سبب
بهر قوتی که گریزت نبود در همه حال
گفتمش زانکه درین دور قمر نیست کسی
که درو بوی مروت بود و حسن خصال
کوه کندن ز پی قوت به نوک مژه به
که شدن پیش لییمان زمان بهر سوال
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş