قطعه شمارهٔ ۲۵
س سلمان ساوجی
0
Altın Yaprak
دادند اشتری دو سه نواب شه مرا
شادان شدم از آنکه مرا چارپا بسی است
عقلم به طنز می گفت انظر الی الابل
کاندر ابل عجایب صنع خدا بسی است
دیدم ضعیف جانوری مثل عنکبوت
گفتم کزین متاع مرا در سرا بسی است
پرسیدمش چه جانوری گفت من شتر
گفتم بلای جانی و ما را بلا بسی است
گفتم تو گربه ای نه شتر گفت چاره نیست
در حیز زمانه شتر گربه ها بسی است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş