قطعه شمارهٔ ۳۰
س سلمان ساوجی
0
Altın Yaprak
چون به قشلاق قرا باغ آمدیم
گفتم از افلاس وا خواهیم رست
جرها زین مملکت خواهیم کرد
طرفه ها ز اطراف بر خواهیم بست
ناخن اندر هر طرف انداختیم
عاقبت کو کارد در دستم شکست
نیست در دستم از آن جر جز جرب
بر نیامد غیر ازین هیچم بدست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş