قطعه شمارهٔ ۷۸
س سلمان ساوجی
0
Altın Yaprak
خسروا یاد می کنم هر دم
به سر تخت خسروی سوگند
که به همراهی مواکب شاه
هست چون دیده ام دل اندر بند
چشم زخمی رسید ناگاهم
درد چشمم ز راه باز افکند
خواستیم تا کنم به دیده و دل
خدمتت منع کرد بخت نژند
دل به کلی ز خویش برکندم
دیده را بر نمی توانم کند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş