قطعه شمارهٔ ۸۶
س سلمان ساوجی
0
Altın Yaprak
خدایگانا چو شد اشارتت که رهی
به ملک فارس به تحصیل وجه زر برود
گمان بنده نبود آنکه بعد چندین سال
ز درگهت به چنین کار مختصر برود
ولی به حکم قضا بر رضا چه چاره بود
چو هست حکم قضا گو بدین قدر برود
به خاک پای عزیزت که گر به آب سیاه
اشارت تو بود چون قلم به سر برود
اگرچه رفتن او هر چه دیرتر بکشید
کنون چو می رود آن به که زودتر برود
بساز کار من امروز زانکه می ترسم
که گر دو روز بمانم یکی دگر برود
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş