شمارهٔ ۱۴ - در مدح دلشاد خاتون
س سلمان ساوجی
0
Altın Yaprak
ای دل امروز تو را روز مبارک بادست
که جهان خرم و سلطان جهان دلشاد است
خوش برآ چون خط دلدار که در دور قمر
همه اسباب خوشی دست فراهم دادست
هر پریشانی و تشویش که جمع آمده بود
لله الحمد که چون زلف بتان بر بادست
آمد از روضه فردوس مبارک بادی
مژده ای داد و جهان پر ز مبارک بادست
می دمد باد طرب دور بقا می گذرد
ساقیا باده که دوران بقا بر بادست
دامن عمر به غفلت مده از کف که تو را
دامن عمر ز کف رفته نیاید با دست
راست شد چون الف از صحبت این قره عین
پشت کوژ فلک پیر که مادرزادست
یاد داری فلک این دور سعادت که تو را
این چنین دور عجب دارم اگر خود یادست
ای نهال چمن مملکت امروز ببال
که گل سلطنت از باد خزان آزادست
باد باقی تن و جانش که زد آب و گل او
چار دیوار بقا تا به ابد آبادست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş