شمارهٔ ۷۲
ص صامت بروجردی
0
Altın Yaprak
مردم از تیر بلایت امتحانم می کنی
هر زمان بر ناوک جوری نشانم می کنی
من که هرگز مرغ امیدم نزد بال و پری
با چه تقصیری برون از آشیانم می کنی
چون مرا بر درگه لطف نمودی آشنا
پس چرا بر این در و آن در روانم می کنی
با همه بخشایش و احسان خود جانا چرا
زیر بار منت خلق جهانم می کنی
از تجلی های نور طور دورم ساخته
همنشین با شعله برق یمانم می کنی
گاه گویا گاه صامت گاه شیدا گاه رند
گه گهی گریان و گاهی شادمانم می کنی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş