بخش ۵ - در بیداری از خواب غفلت گوید
س سنایی غزنوی
0
Altın Yaprak
بنه ای عدل تو بقای جهان
در کنار جهان سزای جهان
چون در عدل باز شد بر تو
در دوزخ فراز شد بر تو
عدل مر مرگ را بریزد آب
جور مر فتنه را ببندد خواب
هست شادی دل ستمگاران
خوش و اندک چو خواب بیماران
عقل را مشگریست روح افزای
عدل مشاطه ایست ملک آرای
شرع را عقل قهرمان باشد
ملک را عدل پاسبان باشد
شاه باید غلام تن نبود
تا خطیبش دروغ زن نبود
پشه از پیل کم زید بسیار
زانکه کوته بقا بود خونخوار
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş