بخش ۲ - هو الاول والآخروالظاهر والباطن وهو بکل شیء علیم
س سنایی غزنوی
0
Altın Yaprak
حی و قیوم و قادر و قاهر
اول اول آخر آخر
نطق ابکم بمانده در صفتش
وهم عاجز شده زمعرفتش
نبرد عقل در صفاتش راه
نبود وهم را به ذاتش راه
کی رسد وهم در جهان قدم
که بلند است آستان قدم
نص قرآن شده است ای عاشق
در صفات جلال او ناطق
شهد الله گواه معرفتش
وحده لاشریک له صفتش
نه از او زاد کس نه او از کس
قل هو الله دلیل و حجت بس
از مکان و زمان بری ذاتش
محض جهلست نفی و اثباتش
هست واجب وجود او دایم
زآنکه باشد به ذات خود قایم
غایت ملک او نداند کس
همه او و بدو نماند کس
نیست با هیچ چیز پیوندش
نبود جفت و مثل و مانندش
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş