شمارهٔ ۱۳۰
س سنایی غزنوی
0
Altın Yaprak
چون من بره سخن درون آیم
خواهم که قصیده ای بیارایم
ایزد داند که جان مسکین را
تا چند عنا و رنج فرمایم
صد بار به عقده در شود تا من
از عده یک سخن برون آیم
گفته بودی که جبه ای بدهم
وز تقاضای سرد تو برهم
چون بدیدم سخن مصحف بود
گفته بودی که حبه ای ندهم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş