شمارهٔ ۳۵۳
س سنایی غزنوی
0
Altın Yaprak
ای مونس جان من خیال تو
خوش تر ز جهان جان وصال تو
جان های مقدس خردمندان
سرگشته به پیش زلف و خال تو
کس نیست به بیدلی نظیر من
چون نیست به دلبری همال تو
گر صورت عشق و حسن کس بیند
آن مثل من است با خیال تو
لیکن چه کنم چو آیدم خوش تر
از حال جهان همه محال تو
هر چند همیشه تنگدل باشم
از تیر دو چشم بد سگال تو
خرسند شوم چو گویی ام یک ره
ای خسته چگونه بود حال تو
هستم به جوال عشوه ات دایم
وآن کیست که نیست در جوال تو
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş